|
سلام من اومدمممممممم
خوبین همه؟احوالات؟
من خوبم فقط یه کمی خوابم میاد و یه خورده هم استرس امتحان دارم
خوب اول بگم که من یه درس 3واحدی نرفتم سر جلسه و خیلی شیییییک حذفش کردم آخه خیییییییییلی سخت بود خوب طراحی الگوریتمممممم
ولی در عوض به شوشو قول دادم بقیه درسامو با نمره خوب پاس کنم 
بعدش دیگه اینکه قراره دیگه نیایم سر کار یه مرخصی دو ماهه اجباری
این یعنی 2ماه بی پولیییییی و فقر و فلاکت و اختلاف طبقاتی و کارتون خوابی وایدز و اینا ...
تازه بعد از 2 ماهم معلوم نیست چطور بشه
اینم یعنی که باید یه فکر اساسی بکنیم و بگردیم یه جا پارتی مارتی پیدا کنیم
شما کار سراغ ندارین ؟ تو آشپزخونه ای – مراقبت از سالمندی چیزی چون شدیدا پول لازم داریم
خوب آبروریزی بسه دیگه
پنج شنیه ظهر با خانواده شوشو وخواهراش رفتیم باغ جاتون خالی خوش گذشت تازه شبم همونجا خوابیدیم خواب که چه عرض کنم تاساعت 4صبح بیدار بودیم
کلی شنا کردیم و سیاه سوخته شدیم کلی هم خنده وشوخی و حکم و بی دل و کباب و ...
فقط حیییییییییییییف که من فرداش بنا به دلایلی دیگه نتونستم شنا کنم و کلی دلم آب شد و کلی هم دلم درد گرفت 
خلاصه اگه چند وقت دیگه تو اخبار شنیدین یا جایی خوندین یه بچه ای به دنیا اومده نصفش قورباغه است اصلا تعجب نکنین اصلا هم ترس نداره بدونین بچه منه واثرات شنای اون روزه 
خلاصه جاتون خالی همه چی خوب بود ولی یهو سر یه چیز الکی الکی منو شوشو قهر کردیم ومنم کلی دلم شکست و رفتم تههههههنایی زیر آلاچیق خلوت کردم و کلی اشک ریختم یهو شوشو اومد پیشم و اولش با لحن تندی هی می پرسیدآخه چته مشکلت چیه چرا اینجوری می کنی ؟
منم هیچی نمیگفتم و فقط گریه می کردم ولی یهو مهربون شد و بغلم کرد و بوسم کرد وهی با مهربونی میپرسید خوب چرا ناراحتی چرا گریه می کنی و منم دیگه هق هقم بلند شد و هی من تو بغلش گریه کردم و هی اون نازم کرد و بوسم کرد تا آروم شدم و رفتیم نشستیم زیر درخت و حرف زدیم و دوباره عشقولانه شدیم شدیییییییییید  
بعدش هم دیگه هی شوشو بهم میرسید و رفتیم یه چند تا عکس انداختیم و همش بقیه به عشقمون غبطه می خوردن
خلاصه در کل خیلی خوب بود جاتون خالی
دیشبم شام با شوشو رفتیم بیرون و همین جوری که توپارک نشسته بودیم و پتزا میخوردیم یه پسرجوونی هم سن و سال شوشو اومد و گفت یه تیکه نون ندارین بدین به من (از قیافش معلوم بود که شدید معتاده)
شوشو هم گفت نه نداریم
منم وقتی اون مرده رفت کلی دلم سوخت و شوشو رو دعوا کردم که چرا بهش چیزی ندادی و کلی عذاب وجدان انداختم به جونش
خلاصه غذا کوفتمون شد کلی در مورد فقر و اختلاف طبقاتی و عدالت و حکمت خدا بحث کردیم و غم اغیار خوردیم و آخرشم نفهمیدیم چرا یکی باید به نون شب محتاج باشه و یکی دیگه غرق در پووووووووووولو نازو نعمت ...
شوشو معتقد بود که جوونه سالمه چرا کار نمی کنه دنبال لقمه آماده می گرده و از این حرفا ...
البته شوشو خییییلی دلسوزه مطمئنم ته دلش به حال اون مرده میسوخت
آخه نصف پتزاشم نگه داشت که بهش بده ولی خوب دیگه پیداش نکردیم
امروزشوشو درگیر کارای انتقالی منه واسه دانشگاه
زنگ زدم دانشگاه قسمت نقل و انتقالات که در مورد مدارک لازم یه سوال کنم میگه خانم زنگ نزن به من و قطع می کنه دلم می خواست دم دستم بود و ج....ش می دادم و لهش می کردم انقد که اعصابمو خورد کرد مرتیکه احمقققققققق مفت خور حروم خور ایشاللا که حرومه حقوقش 
برم تا بیشتر ازاین حرفای بد بد نزدم 
|